تبليغاتX
سینمایی که می رفتیم

سینمایی که می رفتیم

نوشته هایی در باره سینما،موسیقی،فوتبال،دانشگاه،شرکت و ...

الی همه ش می گفت پس تکلیفِ های لایت های سال نود چه می شود، چرا چیزی نمی نویسی!؟ راست می گفت ولی آخرش  ننوشتم، شاید بیشتر تنبلی بود یا هوای رخوت انگیز دم عید یا خود بهار یا چیز دیگری نمی دانم، هر چه بود های لایت های سال فوق العاده خوب نود را ننوشتم تا رسیدم به سیزده بدر حالا هم آنقدر دیر هست که دیگر بنظرم نوشتن شان لطفی ندارد، شاید تنها کاری که از دستم بر می آید این است که عکسِ های لایتِ اصلی سال نودم را اینجا بگذارم...

بله! خود الی است، در چهار پنج ماهگی، در خواب، از عکس مشخص است که خیلی هم راحت خوابش برده مثل همین حالا، در این بعدازظهر سیزده بدر که سرش را گذاشته روی بالش و راحت خوابیده و من در اتاق دیگری دارم این نوشته سیزده بدر را می نویسم!

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 فروردین1391ساعت 16:5  توسط   | 

... روزها و شب های بعد از عروسی، روزها و شب های آخر سال، روزها و شب های تماشای The Artist و Midnight in Paris در کنار الی و  روزها و شب های انتظار برای بازگشت پدر و مادر از سفر خانه خدا... و چه فیلم لطیفی بود این The Artist! مگه نه الی؟

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1390ساعت 13:18  توسط   | 

آنقدر خوشحالم که تنها می توانم بگویم زنده باد بزرگ مرد کوچک سینمای ایران و جاودانه باد هنرش.

پی نوشت: من و الی امروز را در کنار هم جشن می گیریم، امروز روز بزرگی است، خیلی بزرگ

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 اسفند1390ساعت 14:35  توسط   |