تبليغاتX
سینمایی که می رفتیم

سینمایی که می رفتیم

نوشته هایی در باره سینما،،موسیقی،فوتبال،دانشگاه،شرکت و ...

و حالا بعد از یکسال که از نمایش جشنواره ای وقتی همه خوابیم  می گذرد و برای اولین بار آن را بصورت نمایش خانگی می بینم، بنظرم می آید فیلم به سبک سایر فیلمهای استاد پر از جزئیات و تو در تو است و بر خلاف گفته برخی از دوستان منتقد، اصلا فیلم آزار دهنده و اعصاب خرد کنی نیست. باید بگویم سکانسی که تماشگر متوجه می شود که با یک فیلم در فیلم روبرو است سکانسی است مثال زدنی برای غافلگیری  تماشاگر در سینمای ایران. و موضوع دیگر حرفهای قابل دفاع فیلمساز از جریانات و حواشی سینمای بدنه ای ایران است که خود حکایت مفصلی دارد. با این حال این هم را قبول دارم که نمی شود فیلمنامه وقتی همه خوابیم را در گروه فیلمنامه های برجسته بهرام بیضایی قرار داد. و در پایان می گویم وقتی همه خوابیم فیلم بدی نیست!

        

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 18:12  توسط   | 

1- خب امتحانات بالاخره تمام شد، خدا آخر و عاقبت نتایجش را بخیر بگذراند.

2- دو حسرت بر دلم ماند در ایام امتحانات، آنهم درست در دو روز امتحانات (بیست و نهم دی  و سوم بهمن)  که تهران بودم و چون ترجیح  می دادم شبانه با قطار به اصفهان برگردم ،  مجبور بودم از ساعت بعد از امتحان تا حدود هشت شب را در دانشگاه تقریبا به بطالت بگذرانم و این در حالی بود که در گوشه های دیگری از این شهر بزرگ، روز آخر نمایشگاه نقاشی های رضا کیانیان در گالری نوروز هنر روز آخرش را می گذراند و افتتاحیه نمایشگاه سایه خیال ماهنامه فیلم هم در طبقه هشتم سینما آزادی با حضور کلی آدم دوست داشتنی در جریان بود و من، بی خبرِ بی خبر از همه جا.

3- داغ دومین حسرت را کمی مرهم بخشیدم با رفتن سه شنبه شبم به همان نمایشگاه سایه خیال ماهنامه فیلم هر چند آن شب خیلی خبری نبود در نمایشگاه و بغیر از مسعود مهرابی و  عباس یاری و آقای صدری و البته کاوه کاویان ( یادتان هست کجا بود، در کدام فیلم محبوبمان بود؟)  کسی را ندیدم حتی هوشنگ گلمکانی عزیز را.

4-  ... و فردا، آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 بهمن1388ساعت 18:17  توسط   | 

فعلا که در گرماگرم امتحاناتم، خداحافظ. آهان راستی حالم هم خوب است خدا را شکر، باز هم خداحافظ.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 دی1388ساعت 18:55  توسط   |