تبليغاتX
سینمایی که می رفتیم

سینمایی که می رفتیم

نوشته های علیرضا شیرنشان در باره سینما،،موسیقی،فوتبال،دانشگاه،شرکت و ...

۱-اول از همه من را به خاطر تاخير چند روزه به ببخشيد، الان حدود يك ساعتي هست كه از شهركرد برگشته ام ، امروز همسفرم از شهركرد به اصفهان جناب مهندس عبدي (دانشجوی ارشد خاکشناسی) بودند كه توي راه كلي حرف زديم و البته از تجربياتشان در خصوص يك مورد خاص هم بهره مند شدم كه شرح تجربياتشان فعلاً باشه براي فرصتي ديگر.

۲-ديشب توي سايت ارشد با رضا مهاجر وبلاگش با عنوان توت فرنگي هيدروپونيك را ساختيم كه اگه خواستيد يه سري بهش بزنيد.

۳-آقا هادی عزیز(هم اتاقی خوابگاه) دیشب توی اتاق چند بیتی از یک شعر را برامون خوند که بنظرم خیلی قشنگ اومد حیفم میاد براتون ننویسم ( این طور که آقا هادی می گفت شاعرش ظاهراْ فریدون بهمنیه):

چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند      و تماشای تو زیباست اگر بگذارند

من از اظهارنظرهای دلم فهمیدم               عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

غضب آلود نگاهم نکنید ای مردم               دل من مال شماهاست اگر بگذارند

۴-چند وقتيه كه مي خوام فيلم ماهي ها عاشق مي شوند را ببينم كه هنوز فرصتش نشده اميدوارم اين دو سه روز بتونم ببينمش. فعلاً با اجازه.

ماهي ها عاشق مي شوند

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 19:1  توسط علیرضا شیرنشان  | 

دلم گرفته و حال و حوصله هیچ چیزی را ندارم، می خواهم امروز اگر شد نقشه دستگاه موضوع پایان نامه ام را شروع کنم، برای سمینار هفته دیگه هم هنوز کاری نکرده ام...

برایم دعا کنید حالم زودتر خوب شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 آبان1385ساعت 15:26  توسط علیرضا شیرنشان  | 

خوب اين  هفته هم  به سلامتی گذشت، دو روز اول هفته را به اضافه ديروز كه 5 شنبه بود شركت بودم، اين هفته تو شركت  درگيراتمام ليست متريال(گردها) ودفترچه  برآورد قيمت و پيگيري بازكردن L/C براي خريد بلبرينگهاي  پرو‍ژه ساخت دستگاه هاي سنگ بودم ، دفترچه برآورد قيمت ساخت دستگاه ديروز تقريباً تمام شد، جناب داوري (رضي ا... عنه) مديرتوليد سابق شركت تامكار و مدير فعلي تامكار سنگ (يكي از شركتهاي تازه تاسيس زير مجموعه تامكار كه فعلا كارم را اونجا دارم ادامه مي دهم) اعتقاد دارند بايد سريعتر كار ساخت دستگاه ها را شروع كنيم.

دوشنبه با رفيق شفيقمان آقا رضا مهاجر از اصفهان راهي شهركرد شديم  براي ادامه رسيدگي به امور تحصيل  در دانشگاه ، حین راه از طرف آقا رضا دعوت به مسافرت تهران شديم ( به همراه دوست و رفيق ديگرمان هادي خان استكي ) كه دعوت آقا رضا را  به خاطر وجود پاره اي از گرفتاريهاي كاري و تحصيلي  اجابت نكرديم ( امروز دوستان از تهران بازگشته بودند و ظاهرا كلي هم كيف دنيا را كرده بودند و به اينجانب خطاب كردند : خر شدي نيامدي!!!

دوشنبه شب فيلم به نام پدر را توي دانشگاه ديدم به نظرم فيلم خوش ساخت و جذابي بود و اون طوري  كه منتقدان عزيز سينمايي از فيلم و ابراهيم حاتمي كيا نوشتند وگفتند ، نبود. به قول هوشنگ خان گلمكاني: حاتمي كياي هميشگي، پرستويي هميشگي.

 

به نام پدر

 

سه شنبه هم جناب دكتر اسحاق بيگي يك سورپريز داشتند براي درس فوق العاده جذاب خواص فيزيكي محصولات كشاورزي و اينكه " هر نفر بايد دوتا سمينار توي ترم بدهد، و نفراول هم شيرنشان ، تاريخ  سمينار30 آبان" ديگه بهتر ازين نمي شه.

چهارشنبه يه سررفتم  دانشگاه صنعتي اصفهان( دانشگاه دوره ليسانسم‌‌ ) مثلاً براي پيدا كردن مقاله و كتاب جهت اولين سمينار خواص فيزيكي  كه چيزي عايدم نشد، درعوض يكي از دوستان قديمي دوران ليسانس را ديدم كه اتفاقات جديدي  را از كارش كه قبلاً اون را به من هم معرفي كرده بود برايم تعريف كرد كه كلي شگفت زده شدم.جريانش مفصل است اگر شد بعداً برايتان كامل همه چيز را مي گويم.

امروز هم توانستم لیست قطعات استاندارد دستگاه مکنده-خردکننده برگ ( موضوع پایان نامه ام ) و قطعات از دستگاه راکه نیاز به طراحی دارند تمام کنم که اگه بشود سه شنبه هفته آینده به دکتر پورسینا ( استاد راهنمای دوم پایان نامه ام ) نشان بدهم تا نظرش را بدهد.

الان كه اينها را نوشتم ساعت نزديكهاي 12جمعه شب است ، فردا بايد بروم سركار پس فعلا شب بخير و خداحافظ.

  

+ نوشته شده در  جمعه 19 آبان1385ساعت 23:50  توسط علیرضا شیرنشان  | 

شنبه آخرین قسمت مجموعه اولین شب آرامش پخش شد، بعد از مدتها از تلویزیون سریالی پخش می شد که  سازندگانش برای تک تک عناصر تشکیل دهنده اون زحمت کشیده بودند، ازداستان و فیلمنامه گرفته تا بازیها و کارگردانی و حتی چیزهای جزئی تری مثل تیتراژ و موسیقی پایانی و این یعنی احترام به شعور مخاطب. احمد امینی نشان داد که کارش را خوب بلد است و از حالا منتظر کارهای بعدی اش هستیم.

از این هفته دلمان برای علیرضا تنگ می شود، و به یاد فالش زیر لب زمزمه می کنیم :

به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی تو         سیپیده دم آیم اگر تو را جویم بگو کجایی

پرویز پورحسینی توی قسمت آخر حرف قشنگی زد:هر چی سن آدم بالاتر بره آینده اش کوتاهتر می شه

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 13:41  توسط علیرضا شیرنشان  | 

کلی امروز حال کردیم، پرسپولیس واقعاْ حقش بود که بازی را ببره، ساها عالی بازی کرد، گل اولادی هم فوق العاده بود ،دیگه بهتر ازین نمی شه. خدا را شکر.

+ نوشته شده در  جمعه 12 آبان1385ساعت 17:15  توسط علیرضا شیرنشان  | 

*دیشب اولین قسمت سریال زیر تیغ پخش شد، به نظرم شروع نسبتاْ خوبی داشت هر چند فعلاْْ در مورد کلیت سریال زود است قضاوت کنیم، امیدوارم از چنین تیم خوبی نتیجه خوبی هم بیرون بیاید.

زيرتيغ

راستی فردا هم بازی پرسپولیس- استقلاله،امیر قادری هم توی روزنوشت امروزش مطلب قشنگی به اسم  کرکری در این باره نوشته که باب طبع ما پرسپولیسیهاست( و البته قابل توجه استقلالیها)، حتماْ بخونیدش.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 12:5  توسط علیرضا شیرنشان  | 

سلام به همه، من را ببخشید به خاطر این همه دیرکرد ازاین به بعد سعی می کنم وبلاگم را حداقل هفته ای دو بار بروز کنم:

الان دانشگاه شهرکرد هستم توی سایت تحصیلات تکمیلی، امروز هم از آن روزهایی بود که می شه گفت تقریباْ امور بر وفق مراد نبود،

* علت اصلی هم یک شوک اساسی  بود که از طرف دکتر اسحاق بیگی صبح سر کلاس خواص فیزیکی به همومون وارد شد ، اینکه باید از پایان نامه یک مقاله accept شده توی یک مجله هم در بیاوریم و این برای من که می خوام سریع تر از دست پایان نامه فرار کنم یعنی فاجعه.

* علیرضا معتمدی توی وبلاگش یک مطلب تکان دهنده به اسم سقوط  گذاشته که حتماْ بخونیدش( این عکس را هم از وبلاگ اون برداشتم چون به نظرم عکس جالبیه)

خستگی

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 آبان1385ساعت 18:48  توسط علیرضا شیرنشان  |