تبليغاتX
سینمایی که می رفتیم

سینمایی که می رفتیم

نوشته های علیرضا شیرنشان در باره سینما،،موسیقی،فوتبال،دانشگاه،شرکت و ...

*خب بالاخره جشنواره تموم شد،  این طور که از حرف ها و نوشته های  عزیزان و دوستان سینمایی معلومه امسال جشنواره از همه نظر چندان دلچسب نبوده ( بخصوص که بیشترین نارضایتی از داوری ها هم مربوط به امساله )، البته حدس من یکی که تقریبا درست دراومد و اتوبوس شب(کیومرث پوراحمد) هم سیمرغ مسابقه آسیا را برد و هم برای بهترین فیلم ، کارگردانی و بازیگری نامزد جایزه بود، درمورد خوب یا بد بودن  فیلم فعلاً حرفی نمی زنم تا زمان اکران.

*دیشب تلویزیون ساعت ۱۲ خلاصه ای از مراسم اختتامیه  را پخش کرد، که با وجود  خستگی  فراوان، نشستم و تا آخرش را دیدم ( هرچند من هنوز نفهمیده ام چرا باید مراسم اختتامیه مهمترین رویداد سینمایی کشور که قطعاْ بینندگان فراوانی هم دارد و یکبار هم در سال اتفاق می افتد ، در چنین ساعت نامناسبی پخش شود؟ البته در مورد آرزوی نشدنی و محال پخش مستقیم مراسم  که اصلا نباید صحبتی کرد) هر چند اکثر حرف های برندگان بعد گرفتن جایزه خذف شده بود اما حرکات و حرفهای مسعود ده نمکی تقریباْ کامل پخش شد و بنظرم یکی از منحصر بفرد ترین ،خنده دار ترین، مسخره ترین و... اتفاقات در حین برگزاری یک مراسم سینمایی در کشورمان بود.  در موردر ده نمکی و  کاری که در مراسم اختتامیه انجام داد، مهرزاد دانش مطلب قشنگ و جالبی با عنوان کف نوشته، که حتماْ بخونیدش.

بعد التحریر: پرویز پرستویی بعد از حرکات قابل توجه جناب ده نمکی توی مراسم اختتامیه پشت میکروفرن رفت و حرفش را با جمله ای با این مضمون تمام کرد: ... و خداوند به همه ما صبر عطا کند.

        

مسعود ده نمکی

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 بهمن1385ساعت 21:29  توسط علیرضا شیرنشان  | 

1-     بالاخره سنتوري استاد مهرجويي ديشب توي جشنواره نمايش داده شد(كلي خوشحال شدم )، از اتوبوس شب خبر چندانی ندارم البته عليرضا معتمدي فیلم كيومرث خان را ديده و توي وبلاگش(مطلب جشنواره، روز اول) نوشته كه فيلم خوبی از كار در نیامده ( كلي ناراحت شدم، با این وجود تا فیلم را نبینم قضاوت نمی کنم )، فعلا منتظر مي مانيم تا آخر جشنواره ببينيم چي ميشه.

2-     قابل توجه رفقا و همكلاسيها : تاريخ امتحان مجدد خواص فيزيكي سه شنبه يكم اسفنده (توصيه مي كنم از حالا بشينيد بخونيد كه مثل اون دفعه نشه البته با اين پيش فرض كه توطئه اي براي انداختن ما چند نفر در كار نباشه).

3-     امروز از انجمن دانش آموختگان دانشگاه صنعتي اصفهان SMS زدند كه دومين مجمع انجمن در تاريخ 27 بهمن برگزار مي شه، دوستان صنعتي رفته مي توانند براي ثبت نام و اطلاعات جهت جلسه مجمع به اینجا مراجعه كنند.

 

استاد مهرجويي

 

بهرام رادان و گلشيفته فراهاني

جلسه مطبوعاتي فيلم سنتوري

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 بهمن1385ساعت 15:15  توسط علیرضا شیرنشان  | 

۱- امروز يه سر رفته بودم دانشگاه صنعتي اصفهان، براي پس دادن كتابي كه چند روز پيش براي امتحان رابطه ماشين و خاك گرفته بودم، بعد از پس دادن كتاب در نظرداشتم كه كتابي در مورد صنابع و تجيهيزات سنگ در ايران(براي پروپوزالي كه قرار است توي شركت تامكارسنگ در بياوريم ) از كتابخانه مركزي بگيرم كه بعد از دقايقي جستجو چيزي عايدم نشد، نااميد از پيدا كردن كتاب، به ذهنم رسيد كه بهترين كار فعلا اين است كه قيد گرفتن كتاب بخاطر درس يا كار بزنم و كتابي را به امانت بگيرم كه سه سال پيش(تيرماه 82) از همين كتابخانه گرفته بودم و مدتي روزگار را به ذوق و شوق خواندن آن سر مي كردم: كودكي نيمه تمام نوشته كيومرث خان پوراحمد نازنين. نثر جذاب، روان و شيواي پوراحمد مثل هميشه و اينبار بخصوص در مورد خاطرات كودكي، نوجواني،جوانی و فيلمسازي اش  چنان آدم را با خود همراه مي كند كه متوجه گذر زمان نمي شوی و براي من كه چند ساعتي بيشتر نيست كه خواندن دوباره کتاب را شروع كرده ام هنوز از آن ذوق و شوق خواندن بار اول چيزي كاسته نشده. آقای پوراحمد دمت گرم و سرت خوش باد.

2- ظاهراً فردا جشنواره فيلم فجر شروع مي شه بنظر من جشنواره براي ما ها كه تهران نيستيم هرچند اون جذابيت اصلي را نداره ولي بهرحال پيگيري جشنواره از منابع مختلفی مثل اينترنت، روزنامه و...(اسمي از تلويزيون نمي برم چون معمولا در اين موارد بخصوص پخش مراسم افتتاحيه و اختتاميه و گزارشهاي روزانه چنان شور وحال وعصاره جشنواره را مي گيرند كه آدم دلش مي خواهد...) ازهمون افتتاحيه تا اعلام نامزدهای جوایز و اختتاميه حس و حال خاص خودش را داره. من يكي كه از حالا اميد زيادي به موفقيت اتوبوس شب(كيومرث پوراحمد) با وجودي رقيب بزرگي مثل سنتوري استاد مهرجويي توي جشنواره امسال دارم، مي گيد نه، نگاه كنيد.

پی نوشت : نمی دانم چی شد که نوشته امروز ابن قدر پوراحمدی شد! شما بگید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 بهمن1385ساعت 20:17  توسط علیرضا شیرنشان  | 

خوب بالاخره امتحانات هم تمام شد البته اگر درس مسئله مخصوص دكتر رضايي امتحان نداشته باشد كه با رفتن محسن به ديار تويسركان فعلاً قضيه امتحان منتفيه( با اين حال مثل بقيه دوستان كه توي وبلاگاشون عنوان آخرين امتحان دوران تحصيل را آورده اند من از عنوان كردنش بهمين دليل محتمل بودن امتحان درس كذايي خوداري مي كنم) توي اين چند روزي كه توي وبلاگ نمي نوشتم اتفاقات زيادي رخ داد كه شرح ماوقع را براتون مي گويم: پنجشنبه هفته پيش  يه سر با عباس رفتيم نمايشگاه  ماشين آلات كشاورزي و صنايع وابسته اصفهان كه چندان دلچسب نبود و بنظرم بايد اسمش را مي گذاشتند نمايشگاه شتر مرغ و صنايع وابسته...(البته دوست عزيزمان فرهاد خان فاضل مشكوكيان(پسوند جديد نام خانوادگي ايشان ) هم قراربود با ما آن شب همراه شوند ولي خبر رسيد كه به دلايل ماورايي آمدنشان منتفي است) هفته قبل ترش با (و تقريباً به اصرار) رضا مهاجر رفتيم كه مثلاً هركدوممون يه گوشي سوني اريكسون مدل k750 بخريم، شانس من اسپيكر گوشي كه خريدم خراب بود و مجبور شدم گوشي را به طرف پس بدم و فعلاً بي خيال گوشي خريدن شوم كه البته يكي از عوارض اين گوشي خريدن ، گند زدن به امتحان خواص فيزيكي بود، آخه به جاي درس خواندن توي يكي دو روز قبل امتحان بیشتر وقتم را صرف خريدن و پس دادن همين گوشي كذايي كردم (پسر گوشي 3120 خودت به اين خوبي ، k750 مي خواي چيكار؟ خدا بگم این رضا مهاجر را ...)، اما ديگه اينكه مدير توليد شركتمان(جناب داوري) هم توي همين چند روز اخير داماد شدند و كلي موجباب شعف و شادي را برايمان و براي بقيه برو بچ دفتر فراهم آورده اند ( البته من يكي هنوز شريني دامادي مديرتوليد عزيز را نخورده ام ) وآخر اينكه ديروز هم رفتم شماره بهمن ماه مجله فيلم را خرديم در حالي كه هنوزخواندن شماره دي ماه را تمام نكرده ام  و شماره ويژه جشنواره هم كه در راه است. اين عكس رسول نجفيان  را هم گذاشتم چون با حال و هواي اين روزها همخوني داره، التماس دعا.

 

يا حسين

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 بهمن1385ساعت 22:56  توسط علیرضا شیرنشان  |