تبليغاتX
سینمایی که می رفتیم

سینمایی که می رفتیم

نوشته های علیرضا شیرنشان در باره سینما،،موسیقی،فوتبال،دانشگاه،شرکت و ...

كارهايم خوب پيش نمي رود، از همه چي عقب هستم، كلي كار معوقه دارم، پيشرفت پايان نامه ام افتضاح است، امورات شركت هم آن طوري كه مي خواهم نيست، خودم هم كه از همه نظر وضعيت روبه راهي ندارم همه هم غر مي زنند كه چرا اين طوري شده اي، از استاد راهنما و مدير توليد شركت گرفته تا حتي پدرو مادر، تازه اين يكماه كلي كارهاي جانبي و متفرقه را هم گذاشته ام كنار، مجله فيلم شماره ارديبهشت را فقط صفحه فلاش بكش را خوانده ام و شماره وي‍ژه بهار را هم فعلا بي خيال شده ام، اين چند شماره هم ميهن و شرق را هم كه خريده ام فقط  نگاهي بهشان انداخته ام، خدایا عجب ارديبهشت جهنمي داشتم امسال! مرا از دستش نجات بده!

+ نوشته شده در  جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 17:45  توسط علیرضا شیرنشان  | 

 با وجود بي حوصلگي اين روزهایم، وقتی حدوداي ساعت 2 بعدازظهر امروز سراغ تلويزيون مي روم و كانال هاي خودي را زيرو رو مي كنم مي بينم در شبكه 4، ابراهيم حاتمي كيا در حال صحبت كردن درباره  آژانس شيشه اي است، بعد تكه هايي از خود فيلم نمايش داده مي شود، با خودم مي گویم قضيه از چه قرار است!؟ اين ديگه چه برنامه اي است!؟ كم كم سر و كله رضا كيانيان، حبيب رضايي و پرويز پرستويي -كه در خياباني در حال رانندگي است و به ساختماني اشاره مي كند كه ظاهرا لوكيشن اصلي فيلم آژانس بوده است- هم پيدا مي شود ،هر چه ذوق زدگي ام بيشتر مي شود، به همان ميزان به تعجبم در مورد وجود چنين برنامه اي در سيماي عزيزمان افزوده مي شود، برنامه كه تمام مي شود توي تيتراژ پاياني اسم اميد نجوان به عنوان كارگردان و رضا مير كريمي به عنوان تهيه كننده آورده می شود، بلافاصله سري به وبلاگ نجوان مي زنم، از شانس بد من كه چند روزي است نتوانسته ام سري به وبلاگش بزنم  ديروز اطلاعاتي در مورد همين مستند با نام دل واره كه درباره آژانس شيشه اي ساخته گذاشته و نوشته كه اين مستند قسمتي از مجموعه برنامه  يك فيلم يك تجربه است، حالم بدتر مي شود، كاش فقط همين يكي بود حتما كلي از قسمتهاي برنامه پخش شده و من همه را از دست داده ام، نمي دانم، حال و حوصله زنگ زدن به روابط عمومي صدا و سيما را هم ندارم چون تازه بايد از عده اي در مورد برنامه سوال بپرسم كه فكر مي كنم اطلاعات الانم خيلي بيشتراز آنهاست. فقط با خودم همين را می گويم كه این هم ازحال گيري امروز که از تلويزيون نصیبم شد ، تلویزیونی كه با وجود كمياب بودن- و در واقع ناياب بودن- برنامه هايي درباره سينماي ايران حاضر نيست لااقل اطلاع رساني و تبليغ درستي حين پخششان داشته باشد.

 

پي نوشت: كسي اگه اطلاعاتي در مورد  برنامه يك فيلم ، يك تجربه داره به ما هم بگه!               

+ نوشته شده در  جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 18:57  توسط علیرضا شیرنشان  | 

به ياد او كه صادق بود و ساده و مهربان ...

 

كاش بداند كه اگر ترديدها و كلنجارهايم او را راحتتر كرد،حال من را  بدتر، حتماً مي داند...

 

كاش بداند كه چقدر بارقه هاي اميد را جستجو كرده ام، حتماً مي داند...

 

و كاش بداند، همانطور كه مي گفت "  ای کاش نه آنقدر سپید  

                                                                اما هنوز بهانه ی سپید کودکانه ای     

                                                                             در راه وصال یار باقی می ماند..." 

خواسته ام  كه بماند، حتماً مي داند...

 

پي نوشت: به كارگرداني مي مانم كه دلش مي خواهد اين سكانس، سكانس آخرفيلمش نباشد، اما اين را آينده اي شايد نه چندان دور برايش مشخص مي كند، اميدوارم.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 22:46  توسط علیرضا شیرنشان  | 

۱-  جشنواره فيلم كودك و نوجوان ظاهرا‌ً از امروز درهمدان شروع مي شود، جشنواره اي كه ديگر اين چند سال به جشنواره اصفهان معروف شده بود و ما اصفهاني ها هم به آن عادت كرده بوديم، البته نه به خاطر فيلمهايي كه در آن نمايش مي دادند، بلكه بيشتر به خاطر حال وهوايش و تك و توك آدمهاي آشناي سينمايي كه به اصفهان مي آمدند، درست است كه مي گويند همين عدم برگزاري جشنواره در اصفهان علتش برگزاركنندگان اصفهاني اش بوده اند اما  واقعاً حيف اصفهان نيست كه شهر هنر ايران باشد ولي در آن هيچ رويداد مهم وجشنواره هنري برگزار نشود(باور كنيد به خاطر اصفهاني بودنم نيست كه اينها را مي گويم).

۲- جمعه گذشته فيلم اخراجي ها را كه برادرم سي دي اش را گرفته بود ديدم،فقط همين را بگويم كه بنظرم اگردر موردش واژه جوكهاي تصويري- به جاي فيلم- را بكار ببريم مناسبتر است.

۳- التماس دعا به خاطر همان دليل كذايي پست قبلي كه چيزي نمي توانم ازش بگويم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 17:21  توسط علیرضا شیرنشان  | 

با وجود اينكه چند روزي است اوضاعم مساعد نيست و حال و حوصله هيچ كاري از جمله نوشتن را ندارم ولي گفتم اينجا باشم بهتر از اين است كه نباشم، پس بنظرم آمد قضيه بلبرينگهای سفارشي شركت موضوع بدي براي نوشتن نباشد،قضيه ازين قراراست كه براي ساخت دستگاه ها و تجهيزاتي كه در شركت كار توليدش را شروع كرده ايم، پارسال تعدادي بلبرينگ به شركت ZKL جمهوري چك سفارش داديم، بعد از انجام مراحل گشايش L/C ،پارت اول بلبرينگها حدود 3 ماه پيش از طرف شركت ZKL ارسال شد و بعد ازاينكه ازطريق مرز بازرگان وارد ايران شد و مراحل ترخيص گمركي اش طي شد به دستمان رسيد. پارت دوم نيز از طرف ZKL اعلام شده بود كه حدود 10 روز آينده از كشور چك ارسال مي شود، همه چيز طبق برنامه پيش مي رفت كه يهو سه چهار روز پيش از اداره بازرگاني اصفهان خبر دادند كه امكان ورود پارت دوم به كشور وجود ندارد پيگير قضيه كه شديم گفتند وزارت بازرگاني ايران به اداره بازرگاني اصفهان اعلام كرده كه با توجه به مسائل سياسي في مابين، جمهوري چك جز كشورهايي است كه ورود هر نوع كالايي از آن مغاير با مقررات ايران است و اصلاً گشايش L/C از طرف اداره بازگاني اصفهان نبايد صورت مي گرفته و در واقع اداره اصفهان دراين خصوص اشتباه كرده است. خوب همه اينها درست ما بايد چه كار كنيم؟ گناه ما چيست؟ تكليف بلبرينگهايي كه قرار است چند روز آينده ارسال شود چه مي شود؟ حضرات بازرگاني لطف كرده اند و يك راه جلوي پايمان گذاشته اند،اينكه از اداره صنايع اصفهان مجوزي براي ارجاع به وزارت بازرگاني بگيريم كه در آن دليل ورود بلبرينگها را نبودن آنها در داخل كشور،خاص بودن از لحاظ سايز ونياز فوري به آنها ذكرشده باشد، و اين يعني اول دردسر، يعني مجاب كردن عده اي كه تازه بايد از اول همه چيز را شيرفهمشان كنيم و بازهم متوجه نشوند، يعني بدبختي تمام. گند اصلي را اداره بازرگاني اصفهان زده حالا ما بايد ماستمالي اش كنيم....چند روزي است براي گرفتن مجوز با يكي از همكاران ازاين اتاق به اون اتاق كارشناسان اداره صنايع اصفهان مي رويم ، هركدامشان هم نظرهاي متفاوت و گاه متضاد با يكديگر دارند، يكي مي گويد اداره صنايع كاري به ورود كالا ندارد، يكي پروانه بهره برداري ساخت را مي خواهد، يكي روزهاي فرد فقط در اتاقش هست و روزهاي ديگر مي رود بازديد و ديگري برعكس، مدير قسمت هم كه اصلاً وجود خارجي ندارد و اگرهم داشته باشد هميشه جلسه دارد و خلاصه اين داستان ادامه دارد. البته مي دانيد كه همه اينها در اين مملكت فقط با رابطه حل خواهد شد و نه چيز ديگر....پس عجالتاً مي رويم دنبال رابطه...

 

پي نوشت يك : گشايش L/C همين بلبرينگها هم تازه براي خودش داستاني دارد كه فعلاً بي خيال.

پي نوشت دو :راستي اون جريان مساعد نبودن اوضاعم هم هيچ ربطي به اين قضيه بلبرينگها ندارد، چيزي نمي توانم بگويم، فقط دعايم كنيد حالم بهتر شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 23:10  توسط علیرضا شیرنشان  |