تبليغاتX
سینمایی که می رفتیم

سینمایی که می رفتیم

نوشته های علیرضا شیرنشان در باره سینما،،موسیقی،فوتبال،دانشگاه،شرکت و ...

سفر

چند روزي را در سفر خواهم بود، بر مي گردم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 13:2  توسط علیرضا شیرنشان  | 

اين امتحان درس مسئله مخصوص- كه مثلا قراره آخرين امتحان دوره تحصيلاتمان باشد- هم شده مايه عذاب و سوهان روح و روان ...حال و حوصله خوندنش كه اصلا نبود و نيست و نخواهد بود، این یکی هم مثل اكثر درسهايي كه امتحانشون را داديم و بعدش همه چیز را فراموش كرديم، كه نه بدرد دنيامون خوردند و نه بدرد آخرت ، اين يكي هم روي همه اونها...

+ نوشته شده در  جمعه 18 خرداد1386ساعت 22:11  توسط علیرضا شیرنشان  | 

۱- چند روز پيش با آقاي داوري- مدير توليد شركتمان- بحث جنجالي و البته جذابي داشتيم سر اينكه براي انجام یک  كار  پيش زمينه هاي علمي آكادميك لازم هست يا يك فرد فقط با تجربه صرف هم مي تواند آن كار را تمام و كمال انجام دهد؟ تجربه گرايي محض چه جاهاي سودمند است و چه جاهايي كار را بدتر مي كند؟ و اينكه كلاً يك آدم متخصص در يك زمينه كاري موفق تر است يا كسي كه حين كار مي خواهد از همه چيز و همه رشته ها سر در آورد؟ و خلاصه بحثمان يكي دو ساعتي طول كشيد و با وجود اختلاف نظرهاي زيادي كه باهم داشتيم ولي خوب به نتايج قانع كننده و خوبي رسيديم، حالا شما هم اگر دراين مورد حرفي داريد بنويسید.

۲- امشب بعد از مدتها(لااقل بعد ازسه چهار سالي) با صابر امين ياوري، دوست و رفيق دوران كانون فيلم دانشگاه صنعتي اصفهان تلفني حرف زدم، تلفن صابر را بالاخره هفته پيش به طور اتفاقي از يكي از هم دانشكده اي هاي سابقش توي دانشگاه پيدا كردم، صابر نماينده دوره كانون فيلمي است كه ديگر هيچ دوره اي مثل آن تكرار نشد،اگر همت و اراده صابر نبود هرگز آن جلسات نمايش و نقد و بررسي آثار بهرام بيضايي برگزار نمي شد و اگر تلاشها و پاداريهاي شبانه روزی صابر نبود هرگز شب آخر استاد به دانشگاهمان نمي آمد... امشب كه با صابر حرف مي زدم مي گفت چند ماهی است مدرك فوق ليسانسش را در رشته مهندسي مواد از دانشگاه شريف گرفته والان هم توي راه اصفهانه براي شركت در مصاحبه آزمون دكتري رشته بيو مواد كه فردا برگزار مي شود.

روي ميز اتاقم عکس دسته جمعي- که تکه ای ازش اینجاست- را گذاشته ام كه در يكي از شب هاي نمايش آثار استاد بيضايي – شب نمايش فيلم مرگ يزدگرد- با بچه هاي كانون فيلم توی تالار ۸ دانشگاه گرفتيم، اتفاقا كيومرث پوراحمد هم آن شب به دعوت من مهمانمان بود، صابر با پيراهن چهارخانه آبي اش به دوربين زل زده است، از چشمانش مي توان اراده، تلاش و پشتكار را براحتي تشخيص داد...زنده باد صابر امين ياوري و زنده باد ياد آن دوران زيباي تكرار نشدني كانون فيلم دانشگاه صنعتي.

۳- براي آن سكانس آخر- كه فقط خودم ظاهراً ازش سر در مي آورم - دارم كارهايي مي كنم، توكل به خدا.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 23:33  توسط علیرضا شیرنشان  |