"زخماي آدم سرمايه س حامد، سرمايه ت را با اين و اون تقسيم نكن، داد نكش، هوار نكش، آروم و بي سر و صدا همه چيزو تحمل كن "
ديالوگي از فيلم شب يلدا
نوشته های علیرضا شیرنشان در باره سینما،،موسیقی،فوتبال،دانشگاه،شرکت و ...
"زخماي آدم سرمايه س حامد، سرمايه ت را با اين و اون تقسيم نكن، داد نكش، هوار نكش، آروم و بي سر و صدا همه چيزو تحمل كن "
ديالوگي از فيلم شب يلدا
الان كه دارم اينا را مي نويسم همه خانواده توي ماشين منتظرم هستن، داريم مي ريم تهران براي مراسم عروسي سلمان، پسر دختر دايي مامانم، كه فردا شبه، البته این را هم بگم سلمان براي من، بيشتر حكم يه دوست قديمي را داره كه توي سالهاي گذشته دوران كودكي و نوجواني ام وقتي مي رفتيم تهران خونه شون كلي بهمون خوش مي گذشت، يادش بخير، تا من را جا نذاشتن من برم، خداحافظ.
پي نوشت: اوضاع و احوالم چندان روبراه نيست، گاهي بعضي دلخوريها از كسي كه اصلا انتظارش را نداري، آدم را خيلي اذيت مي كنه.
پي نوشت۲(ساعت ۵ بعدازظهر روز سه شنبه): تازه رسيده ايم خونه، این هم عكسي که دیشب با شادوماد گل انداختیم.
عمرش دراز باد و آوازش مستدام...

- اين چند روز سرمان تقریبا شلوغ بود که خوب دلیل اصلی اش همین آمدن پسرخاله حسین و روجا خانوم ( عیال محترمه شان) از بلاد يو اس آ و ایضا اروپا بود به ايران عزيز که به پاس حضورشان مهموني پشت مهموني برقرار و جمع شدن فاميل دور هم كه خيلي هم عالي است و امیدوارم که ادامه هم داشته باشد، تازه با اومدن اين دوتا، ملت به فكر افتادن كه براي بچه هاشون تولدهاي بدون انطباق تاريخي هم بگيرند كه هم دور هم جمع شدنمان بيشتر شود و هم خوب لابد يه سري كادو و هديه هم نصيب بچه ها يا بعضا خودشان هم بشود. البته ما كه فكر مي كرديم كه اين پسرخاله حسين ما قراره مثه دوبار قبلي هر چهارسال يه بار- اونم درست موقع برگزاري مسابقات جام جهاني فوتبال- بياد ايران ، اما خوب امسال ظاهرا چون ديده بازيهاي جام ملتهاي آسيا برگزارمي شه و تيم ملي هم توش حضور داره و البته دل ماها هم خيلي براش تنگ شده ترجيح داده كه يه سري حتماً بياد ايران، هر چند كه در بدو ورودش تيم ملي از دور مسابقات حذف شد - ناگفته نماند كه دل من يكي كلي خنك شد از حذف تيمي كه مربي اش امير قلعه نوعي بود- حسين جون اصلا ما پيشنهاد مي كنيم براي بازيهاي هفتگي ليگ خودمونم كه شده هر هفته يه سري بهمون بزني! اين روجا خانوم هم اين چند شب با دورينش كلي عكس از بچه هاي فاميل گرفت و هر چي ما اصرار كرديم يه عكس از ما و اين پسرخاله جانمان بگير محلمان نذاشت و حالا هم رفته چند روزي تهران و البته قول داده كه حتما اگه شد و اومد اصفهان كلي عكس در ژست هاي مختلف ازمون بگيره تا بذاريمش توي وبلاگ و شما دوستان حظش را ببريد.
- اين چند روز دلمان خوش بود به اكران سنتوري كه خوب عزيزان گفتند فعلا دلتان را به اين چيزها خوش نكنيد تا بعد و ظاهرا به جايش فيلم محاكمه ايرج قادري را اكران كردند، وضعيت سينمايمان ازين بهتر نمي شود . بي خود نيست كه وقتي جند شب پيش از كيومرث پوراحمد مي پرسم آقا الان داريد چي كار مي كنيد جواب مي دهد كه فعلا داريم دعا مي كنيم و فكرمي كنيم كه ببینيم بايد چي كار بكنيم.
- اين چند روز داشتم روي طراحي قسمت مكنده دستگاه پايان نامه ام كار مي كردم كه خوب هنوز تمام نشده و البته چند تايي مجهول اساسي هم توي كار پيدا شده كه نمي دونم چه طوري بايد پيداشون كنم، حال و حوصله آزمايش و اينا را هم كه فعلا ندارم.