تبليغاتX
سینمایی که می رفتیم

سینمایی که می رفتیم

نوشته های علیرضا شیرنشان در باره سینما،،موسیقی،فوتبال،دانشگاه،شرکت و ...

بالاخره پريشب قسمت اول سريال حاتمي كيا -حلقه سبز- پخش شد كه بنظرم براي شروع بد نبود، البته اميدوارم حاتمي كيا تونسته باشه ازين ايده جذاب كار جذابي هم درآورده باشه و كاش توي اين يكي مثل خاك سرخ از سكانسهاي كسالت بار بيشمار كه اذيتمان كرد خبري نباشه، هرچند خيالمان از بابت حميد فرخ نژاد سريال راحته، اون كارش را خوب بلده و البته سيما تيراندازهم بازيگر خوب و كم ادعايي است، فعلا منتظر ادامه سريال مي نشینيم ...

 

                                  حلقه سبز

  

پي نوشت : نمي دانم چرا براي رفتن به برنامه امشب ذوق زدگي ام همراه شده با نوعي هول و اضطراب خاص، خدا كند همه چيز سرجايش باشد، حال و حوصله بي نظمي هاي رايج توي اين نوع برنامه ها را ندارم...از برنامه امشب خواهم نوشت...

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 14:0  توسط علیرضا شیرنشان  | 

                  تولد

 

پي نوشت 1 : از پريشب تا حالا اين تب و سردرد وسرما خوردگي و آنفولانزا و... حسابي اوضاعم را ريخته بهم ، امروز را سر كار نمی روم فردا راهم شايد... دلم مي خواهد امروز را حالم خوب باشد، همين.

 

پي نوشت 2 : امروز روز پرسپوليس ما هم هست، اين آبي هاي بي خاصيت با اين مربي عقب مانده شان كه شعارش ترجيح بازي قشنگ به يك نتيجه خوب است، خجالت نمي كشند كه مي خواهند بيايند استاديوم جلوي ما بازي كنند... اصلا  بی خیال ،زنده باد افشين قطبي خوش تيپ و با كلاس، كه فردا روز او هم هست.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مهر1386ساعت 0:2  توسط علیرضا شیرنشان  | 

 

عمري غم تو دلم زندونيه

 

       دل من زندون داره  تو مي دوني

فريدون فروغي

 

پي نوشت : اگرچه سالمرگش همين روزها بود، اما صدايش لااقل روي همين چند كلمه بالا يادش را براي هميشه زنده نگه مي دارد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مهر1386ساعت 19:49  توسط علیرضا شیرنشان  | 

يا علي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 مهر1386ساعت 12:56  توسط علیرضا شیرنشان  | 

ديروز رفته بودم دانشگاه صنعتي اصفهان براي پس دادن چند تا كتابي كه قبلا به امانت گرفته بودم، که خوب ديدار دو آشناي عزيز هم فراهم شد:

حسين استادي : اِ حسين استادي! خودشه، خود حسينه ، اينجا- حوالي ميدان جمهوري(دروازه تهران خودمان) - چي كار مي كنه؟! حسين استادي همكلاسي دوره راهنمايي، هم دبيرستاني، هم دانشگاهي و هم ... سابقم داره از روبرويم- بدون اينكه توجه اي به اطرافش داشته باشه- رد مي شه صداش مي زنم حسين آقا!... حسين دو سال و نيم پيش بود كه بعد از موفقيتهايي كه بهمراه تيم رباتيك دانشگاه صنعتي اصفهان توي مسابقات جهاني كسب كرد تونست بورس اتحاديه اروپا(اسمش آدم را ياد جام اتحاديه اروپا مي ندازه!) بشه براي ادامه تحصيل در مقطع فوق ليسانس مهندسي ساخت و توليد توي دوتا از دانشگاه هاي اسپانيا و فرانسه، حالا هم اين طور كه خودش مي گفت يك ماهي هست كه از فرانسه برگشته و قراره چند روز ديگه بره كشور انگليس براي دكتري. حيف كه هر دومون كار داشتيم و نشد باهم بيشترصحبت كنيم ولي خوب شماره و ايميل هم را گرفتيم براي حرفهاي بيشتردر آينده.

دکتر عباس همت: خبر بازگشت دكتر همت از سفر يكساله فرصت مطالعاتي دانشگاه نبرسكا را چند شب پيش از فرهاد فاضل شنيدم، پس دیروز فرصت مناسبي بود براي تجديد ديدار... بنظر من دكتر همت توي اين رشته تحصيلي ما يعني همه چیز،شايد يكي از علت هاي اصلي دوست داشتن دكتر لااقل براي من همين نحوه تدريس دروس تخصصي رشته ماشينهاي كشاورزي بود كه دكتر بر پايه اصول و قواعد فني مهندسي ارائه شان مي داد،ويژگي كه اكثر مدرسان اين رشته توي ساير دانشگاههاي ايران تواناييش را ندارند( ببخشيد كه نمي تونم بهتر ازين توضيح بدم، اين را فكر مي كنم فقط بچه هاي ماشين آلات دانشگاه صنعتي بفهمند) و اينكه  دلم خيلي براي يكي از كلاسهاي ماشينهاي خاكورزي و شناخت و كاربرد و مكانيك تراكتورش تنگ شده، درسهايي كه شايد زماني( همان اوايل ورود به اين رشته) حتی آوردن اسمشان هم برايم چندان خوشايند نبود اما حالا...و باز حيف كه نشد ديروز با دكتر بيشتر از گذشته، حال و آينده حرف بزنيم.

 

پي نوشت 1: توي دفتر دكتر همت كه بودم ياد بچه هاي ماشين آلات 78 افتادم، كاش مي شد يك روزي همه مان دور هم جمع مي شديم، راستي كسي ازين جواد محمدي اراني بي وفا( بي وفا جزئي از فاميلش نيست)  خبری نداره!؟

پي نوشت 2 : حيفم مي ياد اين عكس زیبا كه خانم یلدا ذبیحی عكاسشه را توي وبلاگم نذارم، پس براي همه پاييزي ها...

                                                                

               

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386ساعت 23:46  توسط علیرضا شیرنشان  |