تبليغاتX
سینمایی که می رفتیم

سینمایی که می رفتیم

نوشته های علیرضا شیرنشان در باره سینما،،موسیقی،فوتبال،دانشگاه،شرکت و ...

تماشاي نقاشي هاي آبرنگ محسن درخشان و الهام ايزدي در نگارخانه كوثر ميدان نقش جهان، امروز، يكي از ثمراتش شد ديدار خسرو سينايي در كانون فيلم حوزه هنري.

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 22:48  توسط علیرضا شیرنشان  | 

"...و حالا که می خواست بزرگتر باشد و بزرگتر فکر کند و حالا که دختری را دوست می داشت که شاید چند سانتیمتری از او بلندقدتر  بود- فقط چند سانتیمتر؛ آن هم شاید- پس چه زود است که آدمها یکدیگر بشناسند و از هم الهام بگیرند و چه زود است که همه چیز فراموش شود؛ خیلی زود است..."

                                                                                                                                       از یک داستان ناتمام

 

پی نوشت: امشب که از سرکار برگشته ام و تلویزیون را روشن می کنم، می بینم پیمان یوسفی دارد بازی اتریش- کرواسی را گزارش می کند، می پرسم این یورو 2008 کی شروع شد که ما نفهمیدیم!؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 21:41  توسط علیرضا شیرنشان  | 

آهای تو که بخوابی عمیق  و سرد رفتی

تو قلبا سبز موندی اگرچه زرد رفتی

 

کنار خاطراتم با تو همیشه خنده ست

طرحی که از تو دارم شبیه یک پرنده ست

 

هرجا که باشی خوبه روشن و بی غروبه

غمی نداره تا هی به قلب تو بکوبه

 

تو اوج هر بی کسی همیشه سبز و زنده

بدون  دلواپسی  پر بزن  ای پرنده

 

شب و روز پیش منی، تو هنوز پیش منی

تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی

 

پی نوشت: این یکی از ترانه های محبوب عمرم با صدای محشر محسن چاوشی است که دوباره شروع کرده ام به گوش دادنش.

پی نوشت2:  کریس دی برگ عزیز و گروه دوست داشتنی آریان را هم ببینید، بدک نیس.

+ نوشته شده در  شنبه 11 خرداد1387ساعت 20:30  توسط علیرضا شیرنشان  | 

این بازی تست تمرکز را دیشب فرهاد فاضل عزیز آف زده برایم، بازی خیلی باحالیه!حتما امتحانش کنین، من که تا این لحظه رکوردم ۱۵ ثانیه بوده یعنی به عبارتی ۳ ثانیه تا نابغه بودن فاصله دارم!

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 22:23  توسط علیرضا شیرنشان  |