تبليغاتX
سینمایی که می رفتیم

سینمایی که می رفتیم

نوشته های علیرضا شیرنشان در باره سینما،،موسیقی،فوتبال،دانشگاه،شرکت و ...

اتفاقها که یکی یکی می افتند، برخی مهم، برخی کم اهمیت، هم درونی و هم بیرونی، درونی ها را که باید در ذهن و دل نگه دارم، شاید البته اگر شد و وقتش رسید بریزمشان بیرون و برایتان چند تایشان را گفتم، اما از بیرونی هایش، شاید مهمترینش حضورم برای بار دهم و به احتمال فراوان برای بار آخر در پشت صحنه سریال کیومرث پوراحمد باشد که همین دوشنبه بود که گذشت. پشت صحنه سریال پرانتز باز که در روزهای آخر تصویربرداری اش، اکبر عبدی به عنوان بازیگر حضور داشت، خیلی خوب بود و از حالا بی صبرانه منتظرم تا نتیجه کار را روی صفحه تلویزیون ببینم و امیدوارم که تجربه لذت بخش دیدن قصه های مجید و سرنخ برای این یکی هم تکرار شود.  اما حال این روزهایم : مرا عهدی است با جانان!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 22:51  توسط علیرضا شیرنشان  | 

... از این مردان، یکی، در ظهر تابستان سوزان، نان فرزندان خود  را، بر سر برزن، به خون نان فروش  سخت دندان گرد آغشته است...

از باغ آئینه - احمد شاملو

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 18:4  توسط علیرضا شیرنشان  |