تبليغاتX
سینمایی که می رفتیم - تكرار ملال آور

سینمایی که می رفتیم

نوشته های علیرضا شیرنشان در باره سینما،،موسیقی،فوتبال،دانشگاه،شرکت و ...

يادداشتي بر مجموعه مرد هزار چهره

 

در اينكه مهران مديري موفق ترين مجموعه هاي طنز تلويزيون را كارگرداني كرده است شكي نيست، اما بنظرم مجموعه مرد هزار چهره، كار موفقي در كارنامه  مديري به حساب نمي آيد. در اين سريال نیز مانند ساير مجموعه هاي اخير مديري نمايش هجوگونه شخصيت ها و تيپهاي مختلف از جامعه امروزي در دستور كار قرار گرفته بود. مرد هزار چهره شروع خيلي خوبي داشت و با چيدمان اوليه موقعيت دادگاه و بعد نشان دادن روند شكل گيري اولين جرم شخصيت اصلي داستان- مسعود شصتچي- در قسمت اول ودوم،  اين اميد را در دل مخاطب زنده کرد كه با مجموعه جذابي رو برو خواهد بود. مرحله بعد نشان دادن شخصيت اصلي در مواجه با گروهاي مختلف- پزشكان، پليسها، شعرا و تبهكاران- بود. در شروع هر بخش از اين روبرو شدن، بعلت وجود عناصري مانند معرفي موقعيت و شخصيتهاي جديد، بازيگران تازه، فضا و دكور جديد، سريال تقريباً موفق عمل کرد و مخاطب را راضي نگه داشت. اما بعد از همين بخشها- حداكتر يك قسمت از مجموعه از لحاظ زماني- اينجا بود كه بعلت نداشتن متريال مورد نياز براي خلق موقعيت هاي خنده آور، در ادامه قرار گيري شخصيت اصلي داستان با هر گروه، مجموعه افت کرد و شوخي هاي تكراري و ملال آور و بي خاصيت جاي جذابيت را گرفت و فقط گاهي تك لحظه هايي به مدد بازي خود مديري بود كه لبخندي را بر لبان مخاطب ايجاد مي کرد كه آن هم جاهايي مانند "به به" گفتن هايش توي ذوق مي زد. اگر نگاهي دوباره داشته باشيم به بخش اوليه روبرو شدن شصتجي با خانواده طبيبيان و معرفي تك تك آنها و مثلا نوع خنده هاي سيامك انصاري در اين بخش كه جذابيت لازم را دارد و در قسمتهاي بعدتر از ميزان آن كم مي شود يا پا كوبيدن هاي سربازان براي اولين بار در كلانتري و واكنش مديري در همان بخش اول كه در فصل هاي بعدي غير قابل تحمل مي شود و يا شعري كه مديري براي گروه شاعران اولين بار مي خواند و بعدتر جذابيتش را از دست مي دهد يا فصل خوب مواجهه مديري با سر دسته تبهكاران كه نقشش را خمسه بازي مي كند، اين سراشيبي جذابيت مجموعه كاملا مشهود است...اي كاش نويسندگان مجموعه كه اتفاقا آدمهاي كاربلدي هم در رشته خودشان هستند اين نكته را هم درنظر مي گرفتند كه پرداخت درست يك نمايش هجوگونه نياز به پرداخت كافي موقعيتها دارد و فقط غلو كردن برخي از عناصر داستان و تكرار مداوم آنها براي موفقيت و راضي نگه داشتن مخاطب نه تنها كافي نيست بلكه گاهي هم مشكل آفرين است، اين همان چيزي است كه سطح مجموعه مديري را با انبوه بازيگران توانايش پايين آورده است.  

+ نوشته شده در  جمعه 23 فروردین1387ساعت 0:8  توسط علیرضا شیرنشان  |